
مگو با من که باید رقص بارانی بیاموزم
کزین شبهای بی باران بی مهتاب می ترسم
هنگامی که برگ های پاییز را زیر پاهایت له میکنی،
به یاد آور روزی را که نفس به تو هدیه میکردند
در دوری لذتی است که در با هم بودن نیست
چون در با هم بودن ترس از فراق است
و در دوری شوق دیدار
نه زمستانی باش که بلرزانی
و نه تابستانی که بسوزانی
بهاری باش که برویانی
دلم میگیرد وقتی …
میبینم من هستم او هم هست اما قسمت نیست …
راز آرامش درون در دوستی با افراد مثبت است.
از معاشرت با افرادی که طبیعتی خالی از صفا و صمیمیت دارند، اجتناب کن
حالم را پرسیدند، گفتم رو به راهم!
نمی دانند رو به راهی هستم که تو رفته ای
یادمان باشد که:
همیشه چند قدم آخر است که سخت ترین قسمت راه است
به نگاهم خوش آمدی
زمان است که وفاداری تو را ثابت میکند، نه زبان
ما شدن ما، شدنی نیست
تردید نکن …
این گره ها وا شدنی نیست
دقت کردین هیچ کس به سکوت آدم نمیرسه
همه منتظرن به فریاد آدم برسن … !!
آرامشم در این روزها مدیون همان “انتظاریست” که
دیگر از “هیچکس” ندارم !
فراموش کردن کسی که دوسش داری
مثل به خاطر آوردن کسیه که اصلا ندیدیش و نمیشناسیش …
همیشه از فاصله ها گله مندیم
شاید یادمان رفته که در مشق های کودکیمان
گاه برای فهمدین کلمات فاصله هم لازم بود
قلب من موقع اهدا به تو ایراد نداشت
مشکل از توست اگر پس زده پیوندش را …
منبع : پورتال جامع مهستان ارسال شده در دسته بندی ” اس ام اس عاشقانه “
برچسب:
نویسنده: میترا