قلب سرزمین عجیبی است زیرا:
هم دادگاه عشق است و
هم زادگاه عشق

دلم گرفته ای دوست، هوای گریه با من
گر از قفس گریزم کجا روم، کجا من؟

سرم را نه ظلم می تواند خم کند،نه مرگ، نه ترس،
سرم فقط برای بوسیدن دست های تو خم می شود مادرم ….

به فردا بگو نیاید بخدا من هنوز دیروزم را هم زندگی نکرده ام!

وقتی وجود خدا باورت بشه
خدا یه نقطه میزاره زیر باورت و یاورت می شه

چقدر سخته، تو دنیا هیچ چیز غیر قابل توضیح تر از این اتفاق نیست
که آنکه من بزرگش کردم، کوچکم کرد

هرچیز را هم که تقصیر من بیندازی
عاشق شدن من تقصیر توست

دنیای شلوغ را دوست ندارم!
همین که “یک نفر”
به طور “واقعی”
دوستم داشته باشد
کافیست!

دل من محکمه ایست که به من می گوید همه را دوست بدار و
به همه خوبی کن واگر بد دیدی دل به دریای محبت بزن وبخشش کن

سرت را روی شانه های کسی بگذار که
وقتی خواب رفتی سرت را روی زمین نگذارد

تو را من چشم در راهم “همه هنگام” …
نه چون نیما که می گوید “شبا هنگام” …

منبع : پورتال جامع مهستان ارسال شده در دسته بندی عکس عاشقانه
برچسب:
نویسنده: میترا